چهارشنبه, 04 مهر 1397
شناسه خبر:784
محمد جواد اله یاری:

سیر تاریخی روستای زیارت دشتستان قسمت چهارم/حکمرانی خوانین برازجانی بر زیارت

  • انداز قلم
پیشینه

میرزا علی خان پس از استقرار در زیارت به کمک فرزند گردن کش و جسورش آقا خان به مخالفت با غضنفرالسلطنه بر می خیزد آقاخان و رضا قلی خان توسط غضنفرالسلطنه در قلعه برازجان پغو و زندانی می شود تفصیل ماجرا را از زبان زنده یاد فراشبندی در ادامه می خوانیم.

حکمرانی خوانین برازجانی بر زیارت

نشسته: آقاخان

در دو کتاب معتبر و قابل استناد فارس نامه ی ناصری جلد اول و ناسخ التواریخ جلد سوم که در بخش های قبلی از آنها به دفعات ذکر رفته است بالاتفاق سال شهادت محمد رضا بیگ زیارتی کدخدای وقت زیارت را سال 1273 ه ق مطابق با 1856 میلادی  ذکر کرده اند؛ نیز بنا به فرمایش خداکرم عضدی آخرین بازمانده بلافصل از خاندان عبدالعلی خان زیارتی که در بخش دو نقل کرده است، ضابطی  قبل از محمد رضا بیگ از دست جانشینان عبدالعلی خان خارج شده بود و بعد از شهادت محمد رضا بیگ نیز خاندان عبدالعلی خان نتوانستند ضابطی را مجدداً بدست آورند و این بود که غضنفرالسلطنه (میرزا محمد خان) ضابط وقت برازجان از خلا پیش آمده در زیارت استفاده کرد  و حدود 160 سال پیش  [161 = 1856 -2017 1سال شمسی 1273 - 1348=165 سال قمری ، سال شهادت محمدرضا بیگ کدخدای زیارت]

میرزا علی خان برازجانی شوهر خواهرش را به ضابطی زیارت برگزید و خانواده میرزا علی خان قلعه جدید را که بنا به گفته خدا کرم عضدی توسط غلامرضا خان نواده عبدالعلی خان ساخته شده بود از خانواده غلامرضا خان خریده و با این تفصیل خوانین برازجانی در قلعه جدید زیارت که غرب چاه قلعه و در حاشیه بافت قدیم روستا واقع شده بود ساکن شدند.

فرزندان میرزا علی خان، رضا قلی خان و آقا خان هستند که آقا خان بازیگر اصلی وقایعی است که در زیارت و برازجان در حدود  ( 1305 تا 1280 شمسی ، سال 1305 آقا خان در زیارت کشته شد)  رخ داده است ماجرای کشته شدنش در ادامه به تفصیل شرح داده می شود؛ میرزا علی خان پس از استقرار در زیارت به کمک فرزند گردن کش و جسورش آقا خان به مخالفت با غضنفرالسلطنه بر می خیزد آقاخان و رضا قلی خان توسط غضنفرالسلطنه در قلعه برازجان پغو و زندانی می شوند تفصیل ماجرا را از زبان زنده یاد فراشبندی  می آید که در ادامه می خوانیم .

 آنچه از مرحوم پدرم و آقای خداکرم عضدی شنیده ام اینکه میرزا علی خان مردم دار و اهل مدارا نبوده و مردم زیارت از نحوه ریاست او راضی نبوده اند. گویا ریش سفیدان زیارت در برهه ای از ریاست او تصمیم به مهاجرت از زیارت می گیرند ولی خان مطلع شده و قول می دهد برای اخذ خراج و مالیات از مردم کوتاه انده و نرمش نشان دهد و از در سازش درآید تا اهالی از مهاجرت صرف نظر کنند.

ادامه سرنوشت میرزا علی خان و پسرانش را عیناً از کتاب ارزشمند زنده یاد علی مراد فراشبندی بنام (گوشه ای از تاریخ انقلاب مردم مسلمان و مبارز تنگستان دشتی و دشتستان علیه استعمار) پی می گیریم.

نقل از صفحه 178 کتاب : «  در سال 1335 ه ق که انگلیسی ها بر برازجان مسلط شدند غضنفرالسلطنه در مقابل آنها تاب مقاومت نیاورده به کوه های اطراف پناهنده شد. انگلیسی ها آقا خان را که از اقربا و دشمنان غضنفرالسلطنه بود ضابط برازجان کرده به تعقیب او پرداختند و هستی او را به یغما بردند .مدتی در کوه ها سرگردان بود تا خود را به شیراز رسانید و از گزند خصم ایمن شد. آقا خان فرزند میرزا علی خان علاوه بر قرابت نزدیک با غضنفرالسلطنه همشیره زاده او نیز بود؛ بعد از خروج از زندان خال خود که از طرف انگلیسی ها ضابط برازجان میسر شد دختر غضنفرالسلطنه را هم  به نکاح خود در آورد و سمت دامادی او را پیدا کرد. اردو کشی انگلیسی ها به کوه گیسکان به آقاخان و پدر و برادرش به نام رضا قلی خان امکان بخشید که از زندان غضنفرالسلطنه نجات یافته علی الظاهر از حضیض مذلت به اوج عزت برسند انگلیسی ها آقا خان را آزاد کرده به برازجان فرستادند تا از این رهگذر دشمن قوی برای .....»

* آقای علی مراد فراشبندی موسس مدرسه نوین در زیارت به تاریخ 1319 ه ش و معلم نسل پدران ما درزیارت  بوده است.

نقل از صفحه 181 کتاب فراشبندی فصل 51 : چگونگی رهایی آقا خان از زندان غضنفرالسلطنه.

« با حمله و هجوم ناگهانی سربازان هندی و انگلیسی به پایگاه عملیات جنگی غضنفرالسلطنه موقع آن رسیده بود که دوران اسارت آقا خان نیز که مدت هفت سال در زندان غضنفرالسلطنه خال (خال= خالو ، دایی) خود به سر می برد سپری گردد و وضع اسفناک و نکبت بار او و پدر و برادرش به نام رضا قلی خان که آنان هم به زنجیر کشیده شده بودند بنا به موقعیت و بر حسب مقتضیات سیاسی و تحولاتی که در نواحی سواحل شمالی خلیج فارس پدید آمده بود روشن گردد و مسیر زندگی آنان عوض شود. آری تعرض غافلگیرانه قوای مجهز دشمن به مواضع مجاهدین برازجانی که رشته کار غضنفرالسلطنه را از هم گسیخت آقا خان و پدر و برادرش را از زوال قطعی و مرگ حتمی نجات بخشید و به حسب ظاهر از حضیض ذلت به اوج عزت رسانید و زندگی شان تغییر اساسی یافت جریانات بعدی به شرحی که خواهیم نگاشت این مدعا را ثابت می کند.

 اینک شرح ماجرا از زبان شاهدان عینی و مطلعین به اوضاع و احوال و باقی  اتفاقات آن زمان . غضنفرالسلطنه پس از اتخاذ تصمیم سری و قاطع دایر بر تخلیه برازجان و پناهنده شدن به کوه گیسکان آقا خان و پدر و برادرش را که به غل و زنجیر کشیده شده بودند تحت مراقبت در حدود 40 نفر مستحفظ به کوه گیسکان منتقل نمود و در محلی موسوم به گریک جنگی تحت نظر و مراقبت شدید زندانی ساخت. غضنفرالسلطنه به محمد کریم خان زیراهی رییس مستحفظی آقا خان و پدر و برادرش تاکید کرده بود در صورت وقوع حادثه و بروز خطر بلادرنگ آقا خان و برادرش را به قتل رساند؛ بنا بر این محمد کریم خان که احتمام کامل داشت دستور غضنفرالسلطنه را در این مورد بکار بسته طومار عمر آنان را در هم بپیچاند، به مجرد ورود سربازان هندی و انگلیسی به حوالی گریک جنگی بر آن شد تا نظر و هدف غضنفرالسلطنه  را تحقق بخشد. آقا خان که احساس خطر کرد و به فراست در یافت با مرگ چندان فاصله ای ندارد و عنقریب آماج گلوله محمد کریم خان زیراهی خواهد شد از احمد شاه پاپری فرزند رییس حسین یکی از مستحفظین خود خواست تفنگش را به او بدهد احمد شاه هم بر خلاف انتظار تفنگ و قطار فشنگ خود را در اختیار او گذاشت و آقا خان را مسلح ساخت آقا خان که مردی مصمم و با اراده بود در حالی که زنجیر به پا و تفنگ در دست داشت به محمد کریم خان با لحنی تند و قاطع اخطار نمود از هر گونه اقدامی علیه او خودداری نماید وگرنه او را به قتل می رساند .در این حیص و بیص سربازان هندی محمد کریم خان را محاصره و دستگیر کرده به برازجان آوردند. آقا خان نیز او را زندان کرده وبه  غل و زنجیر کشید.

 آری ستاره اقبال غضنفرالسلطنه رو به افول نهاد و سرنوشت شومی که در انتظارش بود فرا رسید و کوکب اقبال آقا خان که در طول مدت زندان وضع ناهنجاری داشت و دچار وحشت و اضطراب بود درخشید.

بدین معنی که مقامات انگلیسی که در صدد بسط نفوذ سیاسی و نظامی و تحکیم موقعیت خود در ناحیه برازجان و مضافات ان بودند و برای تحقق هدف خود تلاش خارق العاده می کردند و اجرای طرح و نقشه آنها بدون وجود امسال آقا خان امکان پذیر نبود از این رو برای بقای وضع موجود و سلطه و سیطره هر چه بیشتر خود، از نقطه  نظر اینکه وجود او شدیداً تحت نفوذ سیاسی و نظامی آنها قرار گرفته بود برای تمشیت امور خطه برازجان لازم می دیدند او را از زیر کند و غل زنجیر نجات دادند و علی رغم تمایلات انقلابیون روی کار آوردند تا در صحنه سیاست آن منطقه نقش حساس خود را بازی کند.

 مسلح ساختن آقا خان که خیانت آشکار به غضنفرالسلطنه تلقی شد و آثار نامطلوبی پدید آورد، رشته کار غضنفرالسلطنه  را به کلی از هم گسیخت و زمینه سقوط او را فراهم کرد. چه آقا خان که حریفی سر سخت و خطر ناک بود در صحنه سیاست برازجان ظاهر شد و با او به مبارزه بر خواست.

 با این کیفیت سقوط غضنفرالسلطنه که با وضع بحرانی و خطرناکی روبرو شده بود. همچنین تغییر سیر حوادث قطعی و مسلم گردید. این مساله که منجر به انحراف عملیات نظامی غضنفرالسلطنه از محور اصلی خود شد منشا حوادث مختلف دیگری نیز شد که در اوضاع و احوال آن روز و شرایط اجتماعی و فردی اثر گذاشت و تحولات  تازه ای بوجود آورد.

 البته نباید انکار کرد چنانچه احمد شاه پاپری به مخدوم خود غضنفرالسلطنه  خیانت نمی نمود و آقا خان را مسلح نمی ساخت و محمد کریم خان او را نابود می کرد وقایع بعدی هرگز بوجود نمی آمد در صورت بروز حوادث نامطلوب با مداخله غضنفرالسلطنه در نطفه خفه می شد.

** معروف است آقا خان پس از روی کار آمدن احمد شاه را مورد  لطف و عنایت خاص قرار داد و وی را دروازبان شهر ساخت.

پایان نقل از کتاب فراشبندی (181 تا 184 )

آقا خان توسط انگلیسی ها به جای غضنفرالسلطنه ضابط برازجان می شود. غضنفرالسلطنه در کش و قوس حوادث خود را به شیراز می رساند. این ایام مصادف است با والی گری مرحوم مصدق السطنه  بر ایالت فارس  (محمد مصدق رهبر نهضت  ملی شدن نفت ایران) غضنفرالسلطنه طی مذاکره ای که با مصدق انجام می دهد حکم مجدد ضابطی برازجان را می گیرد و عازم دشتستان می شود. بقیه ماجرا را عیناً از کتاب جایگاه دشتستان در سرزمین ایران نوشته آقای سروش اتابک زاده نقل می کنیم.

در صفحه 263 این کتاب قرار داد مکتوب بین غضنفرالسلطنه و آقا خان آورده شده است.

 

متن قرار داد:

ما امضا کنندگان ذیل غضنفرالسلطنه و آقا خان حاضر شدیم در (بالیوزکری) محترم بوشهر و قرار داد کردیم که این اقل٬ غضنفرالسلطنه ٬زیارت را بدون مالیات  وبدهی بجهت گذران آقاخان  تامادامی که در زیارت است به او واگذار کنم که او در مقابل این محبت به هیچ وجه دسیسه و مخالفت با این اقل٬ غضنفرالسلطنه ننماید و اگر دسیسه  و مخالفتی کند که ثابت شود در بالیوز کری مذاکره و مجازات شود(بالیوز کری فرماندهی انگلیسی ها در بوشهر بوده است.)تفصیل توابع زیارت موجب ر وستاهای ذیل است :

کلل، بنار ،صفی آباد، جمیمه، جرافی و خره گاه

این مختصر ..... معاهده و التزام نامه سمت تحریر یافت تحریراً بتاریخ  (سلخ) رجب 1339 ه ق

 امضا و مهر غضنفرالسلطنه           مهر و امضا آقا خان

این معاهده موید این است که بعد از تسلط مجدد غضنفرالسلطنه بر برازجان آقا خان مجدداً ضابط دهستان زیارت شده است حدود اواخر قرن 13 شمسی یعنی حدود سال های 1290 شمسی چون بخش خوانین برازجانی طولانی است در دو یا سه قسمت ارایه می شود.

ارسال نظر به عنوان مهمان

نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت به نمایش گذاشته خواهد شد
  • سعید رئیسی پور

    ممنونم از استاد اله یاری عزیز بابت نگارش تاریخ زیارت که به حق کاری ارزشمند و ماندگار است.
    این بخش از تاریخچه به خاطر روایت فیلم گونه اش به نظرم بسیار جالب بود و احتمالاً جالب تر هم خواهد شد.

    دوست دارم 0
  • زهره محبوبی

    با تشکر صمیمانه از دست اندرکاران
    کارتون بسیار ارزشمنداست. امیدوارم که در این راه موفق وموید باشید. خیلی خوبه که ما جوانان از تاریخ گذشته روستامون باخبر بشیم و اطلاع داشته باشیم.

    دوست دارم 0

تصویر منتخب

تبلیغات شما 1
تبلیغات شما 2

نظر سنجی

به نظر شما برای پیشرفت و اعتلای زیارت نیاز به اقدام در کدام موارد بیشتر احساس می شود؟
به نظر شما برای پیشرفت و اعتلای زیارت نیاز به اقدام در کدام موارد بیشتر احساس می شود؟
شما باید حد اقل یک گزینه را برای رأی انتخاب کنید!