دوشنبه, 19 آذر 1397
شناسه خبر:652

شعری از معصومه خدادادی

  • انداز قلم
شعر
تقدیم به زنده یاد طلعت صمیمی

 مهر بانو مهر آمد در کلاس

پشت میزش رفت با لبخند خاص

گفت با ما: "بچه های من سلام"

داد و بیداد و هیاهم شد تمام

_ "اول از هرچیز با نام خدا

من (صمیمی) مثل مادر باشما

حرف اول آب را باید نوشت

بعد هم دنبال نان و سرنوشت

بچه ها این نان و بابا با هم است

هرکجا بابا نباشد نان غم است

زنگ املا، زندگی، زن،سرزمین

آخرش خط فاصله – نقطه. همین!"

دست تو بود و گچ و تخته سیاه

می کشیدی نقشه ی جغرافیا

گفته بودی "جان ما ایران ما

جا گرفته در میان آسیا"

من بدم می آمد از درس حساب-

نان خالی ضرب در بوی کباب!

با تقلب جمله سازی می کنم

جمع و تفریق ریاضی می کنم

پچ پچ و لبخند و غوغای کلاس

من برای نیم نمره التماس...

عکس دوران دبستانم کجاست؟

کفش سوراخ زمستانم کجاست؟

راستی موضوع انشامان چه بود؟

علم هرگز بهتر از ثروت نبود.

کاش می شد باز تنبیه ام کنی

پای تخته خوب توجیه ام کنی:

-"مشق فردا می نویسی تا هزار

خوب وخوانا توی دفتر چند بار"!

باز باران با ترانه مثل رود

اشک های گرم من یاد تو بود

باز هم تصمیم دنیا دیر شد

مادر کبرا از او دلگیر شد

یاد "بابا آب" و "نان" هایت به خیر

زنگ ورزش تق تق پایت به خیر

ماست ماند و یاد کوکب خانم اش

گاو بی شیر حسن ماند و دم اش

آخ! دنیا زنگ نقاشی شده

نقش دل ها نقشه ی کاشی شده

دفتر مشقم چرا خط خورده است؟

مادر اکرم چرا دل مرده است؟

مشق شب را ابتدا باید نوشت

زندگی را ساخت باهم خشت خشت

معصومه خدادادی

 

ارسال نظر به عنوان مهمان

نظر شما پس از تایید توسط مدیر سایت به نمایش گذاشته خواهد شد
  • اسماعیل بناری

    سلام. سراسر احساس.باور کنید هر از چند گاهی که این شعر را می خونم ناخود آگاه اشک میریزم.نهایت سادگی و روان بودن و بیان احساس

    دوست دارم 0

تصویر منتخب

تبلیغات شما 1
تبلیغات شما 2

نظر سنجی

به نظر شما برای پیشرفت و اعتلای زیارت نیاز به اقدام در کدام موارد بیشتر احساس می شود؟
به نظر شما برای پیشرفت و اعتلای زیارت نیاز به اقدام در کدام موارد بیشتر احساس می شود؟
شما باید حد اقل یک گزینه را برای رأی انتخاب کنید!